شکست سنگین انتخابات اینترنتی


دیروز در حال گرفتن رای مردم بودیم. خیلی کنجکاو بودم که از جزئیات با خبر بشم که شدم. ساعت 7 صبح جلوی در حوزه که مسجدی بود در جاهای پرت شهر حاظر شدیم. پس از مراحل قانونی پلمپ صندوق و غیره و ذالک رای گیری شروع شد.
اپیزود 1 : اینترنت تا ساعت 11 صبح قطع بود و ما به صورت آفلاین کدهای ملی رو ثبت می کردیم. برای ساماندهی اینترنت خدود 5-6 کارشناس آمدند ولی کاری از پیش نبردن. بالاخره نفهمیدیم چطور شد که مشکل حل شد و به اینترنت متصل شدیم.
اپیزود 2 : ساعت 12 است و کارشناس محترم اسکنر بدست آمده و به من تاکید می کند که 2 ملیون تومان پول دستگاهه مسئولیتشم با خودته.روی یک کاغد کد اموال تمام قطعات کامپیوتر را نوشت و بنده امضا فرمودم.
اپیزود 3 : ساعت 3 بعد از ظهر است 319 رای جمع شده و قرار است انتخابات تا 6 بعد از ظهر ادامه پیدا کند.(البته خودمان می دانیم که تمدید می شود).
اپیزود 4 : ساعت 5 بعد از ظهر است. مردم به صندوقها حمله ور شده اند.سرعت فرستادن کد ملی به مرکز افتضاح است.هر کد حدود 40 ثانیه طول می کشد.تلوزیون اعلام می کند که کاربران رایانه مردم را معطل نکنند.ما هم که از خدا خواسته دکمه کار آفلاین را فعل کرده و شروع کردیم به وارد کردن فوری کدها.
اپیزود 5 : ساعت 6 بعد از ظهر است.کمی خلوتتر.مردم برگه های رای را 18 بار تا می زدند و من به بدبختی خودم می خندیدم.
اپیزود 6 : ساعت 8 است انتخابات تمدید شده. سرایدار مسجد از پشت بلندگو مردم رو برای رای دادن دعوت می کنه.خانمی آمده با شناسنامه دخترش.منشی های صندوق هر چقدر می گویند باید خود دخترت انگشت بزند تو کت خانم نمی رود که نمی رود.
اپیزود 7 : ساعت 9:15 است 799 رای گرفته ایم. یکی می خواهیم تا به 800 برسد.2 نفر می آیند.تا ساعت 9:30 تعداد 817 رای جمع می شود.دربها بسته می شوند .
اپیزود 8 : ساعت 10:30 شمارش سنتی تمام شده و نماینده فرمانداری با من همکاری نمی کند و می گوید باید برگه های رای را ببرم. من هم می گویم باید بمانند تا من اسکنشان کنم.بالاخره از فرمانداری تماس می گیرند که از جایتان تکان نخورید تا کاربر کارش تمام شود.فحش و نفرین بقیه با من همراه می شود.
اپیزود 9: ساعت 12:30 برگه های از جبهه برگشته رای را زیر ما تحتم گذاشته ام که صاف شوند.تا حالا 50 برگ اسکن شده.از طرف فرمانداری می آیند و یک فرم دیگر هم می دهند و می گویند پر کنید.فکر کنم از صبح 40 تا فرم پر کرده ام.
اپیزود 10 : ساعت 2:30 عده ای می روند قلق کار دستم آمده 400 رای اسکن شده.

اپیزود 11 : ساعت 4 صبح است همه جا را عدد می بینم. درست 20 ساعت است که یک ریز پشت کامپیوتر نشسته ام.بالاخره اسکن برگه ها تمام شد.شروع می کنم به انجام دادن بقیه مراحل.خنده دار است.باید یکی یکی رای های هر کانددا را با چشم ببینی و تائید کنی.
فکر کن 800 تا را ی . اعصابم خرد می شود. کاسه کوزه را جمع می کنم و به همراه تمام وسایل عازم فر مانداری می شوم.خودم را برای توبیخ شدن آماده کرده ام.
اپیزود 12: ساعت 5 است.وما در سالن ورزش فرمانداری دستگاهها و هزار جور قفل سخت افزاری و ... را تحویل می دهم .
هیچکس باور نمی کند که تمام برگه ها را اسکن کرده ام.کلی تحویلم می گیرند و تشکر می کنند. اپیزود 13 : وای که چقدر خسته ام روی تشکچه ای که اندازه نصف قدم هم نیست می افتم . دیگر هیچ چیز نمی بینم.

0 comment:

ارسال یک نظر