محمودی از جنس حماسه !



محمود باز هم حماسه آفرید
الهی قربون لبخند ملیحت برم
با اون لحن دندان استکبار شکن همیشگی خودش امروز منو یاد دوران دبستان انداخت
هر روز صبح که می رفتیم مدرسه با هزار زور و کلک مارو سر صف نگه می داشتن تا قرآن و دعا بخونن
به محض شلوغ شدن صف آقای مدیر می گفت :
می خواین آقا رضا دیگه پفک نمکی نفروشه ؟ (آقا رضا فروشنده بوفه مدرسه بود)
همه بچه ها می گفتن نخییییییییییییییییر
آقا رضا آدامس باد کنکی بیاره؟
بلللللللللللللللله
حالا چرا بله؟
اصولا شاگردهای سرکش مدرسه یا دیر میومدن یا وقتی هم که زود میومدن سر صف وای نمیسادن
و صف رو اکثرا بچه های خوب و مثبت مدرسه تشکیل می دادن
خلاصه اینکه خدا بیامرزه پدر این محمود جون عزیز رو ما رو یاد ایام انداخت
یاد روزایی که واسه کیک و آبمیوه می رفتیم راهپیمایی
کارایی که تو خونه نمی شد بکنیم توخیابون می کردیم
داد می زدیم فحش می دادیم با انواع و اقسام پرچم و مترسک آتیش بازی می کردیم

ماشالله هزار ماشاله هر روز هم کشور های جدید به جرگه استکبار اضافه می شن
یادمه اون موقع ها فقط آمریکا و اسرائیل فحش ما رو می شندیدن
ولی امروز که دقت کردم
ترکیه انگلیس دانمارک و.... الی ماشالله از لعن و نفرین این بندگان خدا بهره می جویند.
حالا تا کجا این استکبار پیشرفت خواهد کرد الله اعلم

فعلا




0 comment:

ارسال یک نظر